Image result for rough sex Bruised

تو برزخ مرده بود و منم تو جهنم دنیا اومده بودم . هم سن بود . وحشی شده بود و منم وحشی کرده بود . قرار گذاشته بودیم تا جنون بریم و برگردیم . الان وقتش بود . خندید . منم خندیدم . بلندتر خندید . بلندتر خندیدم . پاره کرد . پاره کردم . چنگ زد . زدمش . گاز گرفت . خفه اش کردم . غرق در تن جوان من شده بود . منم درگیر بوی موهایش بودم . زیر حجم بدن هم آتش گرفته بودیم . تمام اتاق به لرزه افتاده بود . هیولاها داشتن کشتی می گرفتن . جنگ خونینی بود . لذتش بدن هایمان را مسخ کرده بود . دیگر نمی دانستم کی بودم . نمیدانستم او کی بود . زبان من روی شکاف جهان حرکت می کرد . شکاف بین حق و باطل . خیر و شر . روز و شب . شب داغی بود . شیطان عاقدمان بود . سیگار و مشروب هم گذاشته بودیم برای بعد . آن شب ، شب جهنم بود . لعنت به اشو و زرزر هایش . لعنت به کل دنیا . من بودم و او و تزریق این لذت در جسممان . نوری را دیدم که از چشم هایش پرید . منم دیگر وقت مردنم بود . تمام شد . جهنم و بهشت و برزخ و هر چه که بود امشب اینجا بود . امشب سایه ی متحرک ما سایه ی حقیقت روی دیوار اتاق توهمی بود . چنان سایه ی داغی بود که حتی کاغذدیواری را هم سوزاند . امشب یکی از ما باید می مرد . 

صبح هیولایی ارضا شده و نشسته بود ، جسدی روی تخت خوابیده بود و روحی هم گوشه ی تخت مرده بود .

حوصله سیاست و فلسفه و شعر و هنر را داری که چه ؟ بیخیال . بیا همدیگر را غرق کنیم . بیا بکنیم و برویم و بعدش هم بمیریم . تمام این همه مدت عشقی وجود نداشت . شهوتی بود فراتر از هر عشق .... . 

" تاریکم ، فردا سراغ من بیا ... "